صفحه اصلی

فرهنگهای همسایه ایران

 
 

بابلیان

 

یكی از مراكز تمدن جهان باستان كشور بابل در جنوب بین النهرین است.بابل وارث تمدن سومری بود و سومریان نخستین تمدن بین النهرین به حساب می آیند. بابلیان را بانیان علم ستاره شناسی میدانند
ساكنان بابل از تبار دو قوم سومری و سامی هستند.كار اصلی آنها كشاورزی بود و درشهرهای آنان بازرگانی رونق داشت.صاحبان اصلی زمینها و اموال اشراف ، كاهنان و درباریان بودند.برده داری در سرزمین بابل رواج داشت. برده ها یا اسیران جنگی بودند یا بدهكاران به دولت.بابلیان مردمی سیه چرده و مو مشكی بودند. آنها موهای خود را بلند نگه میداشتند.مردها ریش داشتند.همگی پیراهنهای بلند كتانی میپوشیدندو زنها با گردنبند خود را می آراستند

 
 

بابلیان خدایان زیادی داشتند. مردوك خدای خدایان خالق جهان و نگهبان بابل بود. آنها هر ستاره را یك خدا می دانستند كه بخشی از سرنوشت یك انسان را در اختیار دارد. بنا بر این به ستاره ها دقت میكردند. آنها تقویم دوازده ماهه داشتند و اطلاعات فراوانی در مورد حركت سیاره ها داشتند.

ایلامی ها به بابل حمله کردند و شهر را محاصره کردند اما موفق به فتح آن نشدند. پس از محاصره طولانی مردم شهر درهای شهر را گشودند، ایلامی ها همه را کشتند و خانه ها را تخریب کردند. پس از این حمله شهرهای مختلف بین النهرین حکومتهای محلی خود را پیش گرفتند و به شهرهای خود مختار تبدیل شدند. نهایتا در بابل حمورابی 1792-1740پ م قدرت را بدست گرفت و توانست بابل را متحول کند. او به تقلید از لیپیت ایشتر شاه سلسله چهارم ایسین قوانین معروف خود را تدوین کرد.
در اواخر قرن نوزدهم پیش از میلاد سه ایالت آموری به نامهای اشنونا، لارسا و بابل وجود داشتند. حمورابی معروف شاه ششم سلسله بود و وقتی شاه شد بابل شهری کوچک بود و او توانست بابل را به مهمترین شهر دنیای آن زمان تبدیل کند. در این دوره حمورابی رابطه خوبی با آشور داشت و هر دو به سرزمینهای هم نماینده سیاسی می فرستادند. سمسوایلنا پسر حمورابی1749-1712 پ م سیاستهای پدر را دنبال کرد اما خیلی زود جنوب شورش کرد و در طول ده سال بخشهای زیادی از سرزمین خود را از دست داد. در 1738 پ م جنوب به رهبری ایلمن درآمد که سلسله سیلاند را تاسیس کرد و از جنوب تا نیپور را در اختیار داشت. آنها در قرن شانزدهم پیش از میلاد توانستند برای مدت کوتاهی بابل را فتح کنند.

کاسیها در بابل
در قرون 16و17 پیش از میلاد کاسیها، هیتی ها و هوری ها از شمال به بابل حمله می کردند. در 1595 پ م هیتی ها بابل را غارت کردند. اما کاسیها بابل را از آنها گرفتند و کل سرزمین بابل را به زیر سلطه خود درآوردند. سرزمین مادری کاسیها جایی در زاگرس بود و حمله آنها به بابل از طریق سر پل ذهاب انجام شد.. کاسیها در ابتدا در قرن 19 پیش از میلاد به عنوان کشاورز در زمینهای بین النهرین کار می کردند. اولین شاه کاسیها در بابل آگوم دوم نام داشت. او موفق شد مجسمه های مردوک و همسر مردوک که 24 سال در اختیار هیتی بودند را تعمیر کند .با این کار شاه کاسی توانست حمایت مذهبی مردوک را به همراه داشته باشد. کاسی ها توانستند 400 سال پادشاهی بابل را در دست داشته باشند. آنها لباس بابلی پوشیدند و فرهنگ آنها را فراگرفتند وزبان اکدی تکلم کردند. در آمارنا در مصر نامه هایی از شاه مصر به شاه کاسی کشف شده که نشان می دهد این دو پادشاها به سرزمینهای هم نماینده هایی می فرستادند اما این رابطه سیاسی بعدها قطع شد.

کتیبه میخی بابلی

لوح گلی با خط میخی بابلی- کشف شده از بابل - هزاره دوم پیش از میلاد
موزه باستان شناسی دانشگاه مک کواری سیدنی

هوری ها در بابل
در آغاز هزاره دوم پیش از میلاد هوریها شمال بین النهرین را در اختیار گرفتند. در قرن 15 پ م یک شاه هوری به نام میتانی از مدیترانه به سمت آشور لشگر کشید و این سرزمین را فتح کرد. پایتخت او واشوکانی هنوز کشف نشده است. هوری ها رسوم بابلی را پیروی کردند و پلی بودند برای صدور این رسوم به آشور، فلسطین، فینقیه و یونان ولی بابلی ها بیشترین اثر فرهنگی را بر هیتی ها داشتند. در قرن 14 پ م قدرت میتانی ها کم شد و آشور وارد دوره میانی خود شد. آشوراوبالیت 1366-1330 پ م پادشاهی آشور را دوباره قدرتمند کرد. او اولین شاهی است که لقب پادشاه سرزمین آشور را گرفته است.آشوری ها توانستند خود را از دست میتاهی ها خلاص کنند و مقابل قدرت کاسی ها ایستادند. در قرون 14 تا 12 پ م رابطه کاسی ها و آشوری ها بدون تنش بود.

هوری ها در بابل
در آغاز هزاره دوم پیش از میلاد هوریها شمال بین النهرین را در اختیار گرفتند. در قرن 15 پ م یک شاه هوری به نام میتانی از مدیترانه به سمت آشور لشگر کشید و این سرزمین را فتح کرد. پایتخت او واشوکانی هنوز کشف نشده است. هوری ها رسوم بابلی را پیروی کردند و پلی بودند برای صدور این رسوم به آشور، فلسطین، فینقیه و یونان ولی بابلی ها بیشترین اثر فرهنگی را بر هیتی ها داشتند. در قرن 14 پ م قدرت میتانی ها کم شد و آشور وارد دوره میانی خود شد. آشوراوبالیت 1366-1330 پ م پادشاهی آشور را دوباره قدرتمند کرد. او اولین شاهی است که لقب پادشاه سرزمین آشور را گرفته است.آشوری ها توانستند خود را از دست میتاهی ها خلاص کنند و مقابل قدرت کاسی ها ایستادند. در قرون 14 تا 12 پ م رابطه کاسی ها و آشوری ها بدون تنش بود.

هیتی ها در بین النهرین
در 1287پ م نیروهای رامسس مصری و هیتی ها در شمال سوریه وارد جنگ شدند. هر دو طرف اعتقاد دارند که در جنگ پیروز شدند. آنها نهایتا قرارداد دوستی امضا کردند و رامسس دوم به ازواج دختر شاه هیتی درآمد. قرارداد صلح و ازدواج بر لوحی نقره ای نوشته شد و به مصر فرستاده شد و یک نسخه از آن در دست هیتی ها ماند. در 1235 پ م شاه آشور بابل را فتح کرد. توکولتی شاه آشوری آن زمان توانست 28800 اسیر هم از هیتی ها بگیرد و خود را شاه آشور، بابل، سومر، اکد، سیپار، دیلمون، ملوکخا، دریای مدیترانه و خلیج فارس نامید. او در سه کیلومتری شمال آشور در آنسوی دجله شهری جدید بنا نهاد . این شاه در متون یونانی به نام نینوس و در کتاب مقدس به نام نمرود معرفی شده است. پس از او قدرت شاخصی در بین النهرین ظهور نکرد.

ایلامی ها در بین النهرین
شاه ایلام شوتروک ناخونته1165 پ م بزرگترین قدرت منطقه به شمار می آمد. او هفتصد شهر در بین النهرین را فتح و غارت کرد. پسر او کوتیر ناخونته بابل را فتح کرد و سلسه کاسی ها در بابل را پایان دهد. نهایتا در 1158پ م سلسله کاسی ها در بابل توسط حملات مکرر آشوری ها و حمله نهایی ایلامی ها از میان برداشته شد. کوتیر ناخونته مجسمه مردوک را از بابل و مجسمه ایننا را از اکد به ایلام برد و برای همین در همه متون بین النهرین فردی منفور به حساب می آید.

نبوکدنظر در بابل، کشمکش آشور و بابل و ظهور ارامی ها
از این زمان تا قرن هشتم پیش از میلاد که آشور بابل را فتح کرد بابل قدرت متمرکزی نداشت. آشوری ها تنها قدرت مطرح بین النهرین بودند. بابلی ها به شهر ایسین رفتند و در آنجا توسط نبوکدنظر اول در1126-1105 پ م سلسله دوم ایسین را بنا نهادند. در یک سنگ استل به جا مانده از نبوکدنظر شرح حمله تابستانی او از راه صحرا به ایلام آمده است. آنها شوش را فتح کردند و مجسمه مردوک را به بین النهرین بازگرداندند.
وقتی تیگلات پیلسر اول آشوری در خارج از آشور مشغول جنگ بود برادر جوان نبوکدنظر بابلی به آشور حمله کرد. شاه آشوری در جواب به بابل حمله کرد و کاخهای سلطنتی را به آتش کشید. بعد از این حمله قحطی به بابل آمد تا حدی که مردم به آدمخواری روی آوردند. در این زمان آرامی ها در سواحل مدیترانه مشغول به تاسیس حکومت خود بودند . زبان آنها جانشین زبان اکدی شد و تا زمان حمله اعراب زبان بین النهرین باقی ماند. خط آرامی با الفبا نوشته می شد

بابل پس از نابودی آشور
سرزمینهای تحت کنترل آشور به بابل رسید. در حدود 600 پ م جودا در پرداخت خراج به بابل سر باز زد و بابل هم استقلال آنرا منحل کرد و جودا را به سرزمین خود الحاق کرد و مردم آنرا برای بردگی به بابل کوچاند. بابلی ها اورشلیم را محاصره کردند و بعد از 18ماه محاصره قحطی به شهر افتاد. زدکیا حاکم اورشلیم دستگیر شد. پسرش در مقابل چشمان شاه کشته شد و چشمان خود شاه کور شدند. او سپس در بابل به زندان افتاد. مردم شهر به بردگی گرفته شدند و دیوارهای شهر و معابد آن تخریب شدند.
دوستی بابل و ماد همچنان پایدار بود. تنها مورد مشکل ساز دیوار ماد بود . نبوکد نظر دیواری در شمال سرزمین خود کشیده بود تا از محاصر اقوام کوچ رو به سرزمینش جلوگیری کند و آنرا دیوار ماد نام نهاده بود. پس از نبوکدنظر چند شاه به پادشاهی رسیدند اما سریع کشته شدند تا اینکه نبونینوس 555-539 پ م به شاهی رسید. او هیچ رابطه ای با خاندان شاهی بابل نداشت. او در ابتدا اقدام به بازسازی معبد سین حران کرد. این معبد از 44سال پیش تخریب مانده بود. معبد بازسازی شد و به خدا سین تحویل داده شد. او معابد دیگری که به خدای ماه تعلق داشتند را بازسازی کرد و آنها را تقویت کرد، بالاخص معبد تیما در شمال عربستان که شهری بابلی در مسیر مصر به شمار می آمد
توجه خاص به خدای ماه یک تغییر مذهبی در بابل بود که با مخالفتهای زیادی روبرو شده بود. مادر نبو نیدوس نیز در معبد حران وقف خدای ماه شده بود. این زن به نام ادد-گوپی تا سن 104 سالگی به خدای ماه خدمت می کرد. با اینکه معابد ماه دارای زمینهای بزرگ کشاورزی بودند اما بابل دچار مشکل اقتصادی شد تحرکات نظامی نبوکدنظر و نبوپولسار شاهان قبلی بابل خزانه را خالی کرده بود. برخی منابع مالی نیز در اختیار مادها قرار گرفته بودند. قیمتها در حدود 50درصد گران شده بودند و مردم از خشکسالی رنج میبردند. شاه سعی داشت خشکسالی را به مسایل مذهبی و پیروی نکردن مردم از دین مورد علاقه او ربط دهد. (این تخیل امروز نیز در منطقه حاکم است.) نبونیدوس پسرش را حاکم بابل کرد و خود به مدت ده سال به تیما رفت. اما پس از ده سال مجبور به بازگشت به بابل شد. دلیل بازگششتش تغییرات جدید قدرت در آسیا بود. در 539پ م سپاه پارس به سرپرستی کورش بابل را فتح کرد. آنها ابتدا معبد مردوک را محاصره کردند و اعلام نمودند مردم آزادند تا به معبد بروند و مراسم مذهبی خود را مانند گذشته اجرا کنند. روحانیون معبد مردوک که از طرف حکومت مرکزی بابل حمایت نمی شدند به کورش روی آوردند و او را ناجی خود دانستند. مردوک از سده ها پیش خدای اصلی بابل بود ولی شاه بابل سعی داشت خدای ماه را جایگزین آن کند. کورش با احترام گذاشتن به مردوک توانست بدون خونریزی پشتیبانی مردم و روحانیون بابل را بدست گیرد.
کورش شهر را تصرف کرد ولی آنرا تخریب نکرد. او مردم را در اعمال دینی آزاد گذاشت و فردی پارسی را به فرمانروایی بابل گماشت. او سپس به آسیای صغیر رفت و در سراسر سرزمینهای مفتوحه خود آزادی دینی اعلام می کرد و مالیاتی متعادل بر مردم اعمال میکرد.

 

آجر استامپی کشف شده از اور در دوره بابلی جدید625-539پ م
موزه باستان شناسی دانشگاه سیدنی

 

 

Daily Life in Ancient Mesopotamia by Karen Rhea Nemet-Nejat
تصویرحمید صدقی نژاد

اطلس تاریخ ایران