اطلس تاریخ ایران  
 

حمل و نقل زمینی دنیای باستان

در دوره آشور نو راه شاهی درست شد. قاصدان می توانستند توسط این راه از پایتخت به مناطق دیگر مسافرت خیلی سریع داشته باشند. راه ها در وضعخوبی نگه داشته می شدند. لوح های گلی به چاپارخانه هایی جهت استراحت مسافران و قاصدان اشاره دارند. این راه ها دقیقا نقشه برداری شده بودند ومرز آنها با زمین های کشاورزی به خوبی معلوم بود. در این دوره دیگر دولتهای محلی مسئول نگه داری سلامت راه نبودند بلکه دولت مرکزی این کار راانجام می داد. سارگون دوم و سناخریب راه های شاهی اطراف پایتخت خود را ارتقا دادند و آنها را سنگ فرش کردند. درون شهرهای نینوا ودورشاروکین راه های سنگ فرش به همرا راهنما و استل های مختلف درست شده بود. بیرون شهر راه ها تا مسافت کمی سنگ فرش شده بودند و سپس بهراه خاکی تبدیل می شدند. هخامنشیان این سنت را ادامه دادند و در سراسر امپراتوری بزرگ خود راه شاهی برقرار کردند. آنها در شهرها و مناطقبزرگ راه سنگ فرش داشتند. در تابستان مسافرت در شبها انجام می شد. تجار به همراه راهنما و گارد مسلح حرکت می کردند. منزل های راه ها براساس کوه ها، رودها و مراکز تهیه غذا تعیین می شد. هر واحد راه معادل دو ساعت سفر بود. در آشور و بابل بار را توسط گاری های بزرگی که با گاو کشیده می شدند یا گاری های کوچکتر که توسط خر کشیده می شدند حمل می کردند. متونآشوری به گاری های چهار چرخ، دو چرخ و سه چرخ اشاره دارند. بر اساس محاسبات دبلیو هالو، هر کاروان می توانست تا سی کیلومتر در روز سفرکند. مطابق متون آشوری بار هر خر بین پنجاه تا هفتادوپنج کیلو وزن داشت. واحد وزن آنها مینا نام داشت که حدود نیم کیلو بود. از 1100پ مکاروانهای بین النهرین شروع به استفاده از شتر به جای خر کردند. در ورودی شهرها معمولا ترافیک چارپاها دیده می شد و خرها و شترها پشت سر هم منتظر ورود به شهر می شدند.
درآرشیو لوحهای گلی ماری به شاهراهی در اطراف کبور اشاره شده که به رودخانه می رسد. روی رودخانه با کنار هم قرار دادن کشتی ها پل ساخته شده و راه در طرف دیگر رود ادامه می یابد

حمل و نقل و راهسازی

حمل و نقل آبی در بین النهرین مرسوم بود. با توجه به رودهای بزرگ دجله و فرات قایقهای محلی میتوانستند به راحتی در مسیر حرکت آب مسافرت کنند.اما حمل بار در جهت مخالف رود امکان نداشت و عموما از انسان و حیوان بارکش استفاده می شد. ماشین چرخ دار از 3500پ م در بین النهرین شناختهشده بود. در مقبره ملکه پوآبی در اور(2600پ م )یک سورتمه نقاشی شده است که توسط یک حیوان گلی کشیده می شود . از این نوع سورتمه جهتحمل اجناس سنگین مانند تخته سنگ استفاده می کردند. سفرهای محلی با گاری های چرخ دار انجام می شده که چرخهایی تو پر داشتند. راه های بینالنهرین خاکی بودند و سنگ فرش نمی شدند. حکام محلی مسئول نگه داری راه ها بودند. یک راه خوب باید طوری نگه داری می شد که در فصل بارندگینیز قابل استفاده باشد. رودهای کوچک پل داشتند. آشوری ها بلد بودند پل شناور بر روی قایقهای ثابت درست کنند. روی رودهای کوچک با قرار دادنالوار پل چوبی ساخته می شد ولی بعد از هر سیل باید پل دوباره ساخته می شد زیرا آب آنرا می برد. بر اساس لوح های گلی در هزاره دوم در سرزمینبابل بر روی فرات پل دایمی ساخته شده بود. پلهای سنگی محکم در نینوا و بابل در 700 پ م ساخته شدند.

حمل و نقل وقتی اهمیت پیدا می کند که مردم یک سرزمین نیاز به واردات یا صادرات اجناس پیدا می کنند، یا وقتی که بحث جنگ پیش می آید. مثلا سپاه هخامنشی از پارس به مصر لشگر می کشد و همه سپاه این مسیر را طی می کنند. در حالت عادی مردم دنیای باستان نیاز به حمل محصولات کشاورزی خود از مزرعه به روستا یا شهر نزدیک خود داشتند. عمده این حمل و نقل توسط آدم و حیوانات بارکش انجام می شد. خر و خورجین موفق ترین ابزار حمل و نقل دنیای باستان بودند. یک آدم می تواند بار 25کیلویی را به راحتی تا مسافت کمتر از صد متر حمل کند . این بار را می توان تا مسافت چند صد متر نیز حمل کرد اما بیشتر از آن نیاز به حیوان دارد. سرعت حرکت حیوان بارکش کمتر از 5 کیلومتر در ساعت است.

خر و قاطر بیشترین بازده را در حمل و نقل داشتند. قاطر کارآیی بشتری از اسب دارد. با اینکه سرعتش کمتر از اسب است ولی به زمان استراحت کمتری نیاز دارد تا دوباره به راه خود ادامه دهد. 5ساعت خواب در 24 ساعت برای یک قاطر بارکش کافی است. او می تواند بار خود را در یک شبانه روز تا 80 کیلومتر در زمین صاف حمل کند. پوست خر و قاطر نسبت به پوست اسب بسیار کم آسیب تر است. بارهای سنگین تر توسط گاو کشیده می شدند. مزیت گاو زور بیشتر او است اما از آنجا که سرعت کمتری دارد و همچون قاطر حرف گوش کن نیست از گاو در عرصه بارگشی زیاد استفاده نمی شد. مصرف عمده گاو در کشیدن خیش برای شخم زدن زمین کشاورزی بود. قاطر نسبت به حیوانات بارکش دیگر کمتر در مقابل گرما و سرما آسیب پذیر است و آب کمتری می نوشد و در زمین های سنگی به راحتی راه می رود. قاطر از دوره باستان تا امروز برای حمل بار استفاده می شود. در جنگ جهانی اول قاطرها نقش مهمی در حمل و نقل ابزار جنگی انگلیسی ها داستند.

حمل بار با حیوان نیاز به خورجین دارد. بار در دو سمت خورجین باید متوازن باشد تا از یک طرف به زمین نیافتد. همچنین شکل بار باید طوری باشد که درون خورجین جا شود. خر قادر است همه کارهای قاطر را بکند ولی در میاس های کمتر. خیلی اوقات حیوانات بارکش برای حمل باری به مسافتی دور خریداری می شدند و در مقصد دوباره فروخته می شدند.

کالسکه های باستانی را می توان به دو دسته تقسیم کرد. کالسکه های بزرگ برای حمل بار که معمولا توسط گاو کشیده می شدند و کالسکه های کوچک برای حمل آدم. کالسکه مردم عادی توسط خر و قاطر کشیده می شد و افراد پولدارتر از اسب برای کشیدن کالسکه استفاده می کردند. تقریبا همه کالسکه هایی که امروز سراغ داریم حداقل توسط دو حیوان کشیده می شدند. چرخ کالسکه ها برای بارهای سنگین تو پر ساخته میشدند و به شکل یک دیسک گرد چوبی بودند و کالسکه های نفربر دارای چرخ پره ای بودند.

نحوه اتصال چرخ به کالسکه به دو صورت بود. اگر کالسکه برای بار سنگین طراحی شده بود چرخ و محورش به هم متصل بودند. چرخ و محور پیوسته توانایی تحمل بار بیشتری دارد . کالسکه هایی که برای حمل آدم درست می شدند چرخ جدا و محور جدا داشتند و محور توسط یک پین به چرخ متصل می شد. در این صورت چرخ قابل تعویض و نگهداری بود.احتمالا قسمتی که بار چرخ را به محور انتقال می داد از جنس آهن ساخته می شد. استفاده از کالسکه نیاز به داشتن جاده دارد. جاده ای که دارای دست انداز و سنگ کمی باشد تا چرخ کالسکه نشکند.

بخشی از ابزار اتصال ارابه به دو قاطر- سومر 2600 پیش از میلاد - این قطعه در کنار اسکلت دو گاو کشف شد- ساخته شده از مس و نقره- از دو سوراخ الوار چوبی عبور میدادند که توسط طناب چرمی به هم محکم میشدند.سمت دیگر الوارها به کالسکه یا خیش متصل میشد.
یکی از ابتکارات موفق در وسایل اسب سواری رکاب بود. رکاب در لوح های آشوری 835 پیش از میلاد دیده می شود. ولی کشورهای دیگر از آن استفاده نمیکردند. احتمالا آنها این وسیله را نداشتند و استفاده از آنرا بلد نبودند. در هند از سده سوم پیش از میلاد رکاب اسب مورد استفاده قرار گرفت. این وسیله از هند به چین رفت. در قرن هشتم میلادی شارل مارتل فرمانده فرانکها که در اروپا بر ضد مسلمانان مهاجم می جنگید به بکارگیری از رکاب در سواره نظام خود میبالید. تا پیش از این رکاب در اروپا استفاده نمی شد.

کیککولی نام یکی از مردم قوم هوری در 1345 پیش از میلاد است که به کار پرورش اسب مشغول بود. از او لوح گلی به خط هیتی بر جای مانده که در مورد پرورش اسب است. او در این نوشته هفتاد و پنج روز نحوه پرورش اسب را توضیح داده . هرروز چقدر غذا و اب باید به اسب داد و چقدر از او باید کار کشید تا اسب در بهترین وضعیت باقی بماند. این نوشته نه تنها در زمینه دانش مردم باستان در مورد اسب جالب توجه است بلکه از نظر زبان شناسی نیز بسیار جالب است.

 

 

چرخ ارابه ایلامی

 

گاو و خیش لرستان

 

 

کالسکه پازیریک

 

نقاشی سنگی کالسکه عربستان

 

 

حمل بار با خر قبرس

 

ارابه سفالی قبرس

 

 

 

سوار بر قاطر آشوری

 

 

ریتون قاطر املش

 

گاو بارکش یونان

ارابه آشوری

 

حمل ارابه با قایق آشوری

ریتون قاطر یونان

سفال با طرح کالسکه یونان

خر هیتی

اسب سوار بدون رکاب و زین

اسب سوار بدون رکاب و زین

ارابه مصر

ارابه سفالی قبرس

ارابه طلایی مصر

کالسکه رومی

قاطر برنزی چین

کالسکه برنزی لرستان

ارابه سفالی قبرس

حیوان بار بر املش

سکه با طرح قاطر

گاو و خیش برنزی املش

ارابه جنگی آشوری

چرخ ارابه ایلامی

 

جاده سنگفرش پمپی

 

جاده منتهی به تخت جمشید

 

راه های موجود در دنیای باستان پیش از هخامنشی همگی راههایی محلی بودند. با تاسیس حکومت هخامنشی اولین امپراتوری بزرگ پدید آمد و داریوش با مدیریت موفق خود توانست مسیر شاهراه شاهانشاهی را تشکیل دهد. این شاهراه شرق و غرب امپراتوری هخامنشی را به هم متصل می کرد و اسب سواران در این راه در چاپار خانه ها اسب خود را عوض می کردند و به مسیر خود ادامه می دادند. ما بیشتر از قسمت غربی شاهراه شاهنشاهی هخامنشی خبر داریم زیرا بیشتر اتفاقات دنیای باستان در غرب فلات ایران می افتادند. مسیری که به هند ختم می شد و از آنجا به چین می رفت در سده های بعدی به جاده ابریشم معروف شد. این جاده هند و چین را به مدیترانه مرتبط می کرد. از 202 پیش از میلاد کاروانهای شتر از چین به سمت بین النهرین به راه افتادند. اهمیت ابریشم چینی که تولید آن در انحصار چینی ها بود تا حدی بود که جاده ارتباطی چین به بین النهرین به نام جاده ابریشم معروف شد.

دره رود ایندوس در همسایگی شمال کشور هند و کشور نوجوان پاکستان، محل تولد تمدن هند بود. کشاورزان این منطقه با کنترل آب توانستند محصولات کشاورزی زیادی تولید کنند و مازاد محصولات خود را به سرزمین های همسایه صادر می کردند.آنها اولین کسانی بودند که کتان کاشتند و محصول کتان خواهان زیادی در سرزمین های همسایه داشت. احتمالا آنها صنعت آبیاری را از مردم بین النهرین یاد گرفته بودند. کتان، جواهر، ادویه و فلفل محصولاتی بود که از هند تا بین النهرین صادر می شد و از آنجا به روم میرفت. در بندر استیا در 25 کیلومتری روم انباری مخصوص اجناس وارداتی هندی وجود داشت. هندی ها از روم طلا می گرفتند.در برخی زمانها ازدیای تجارت روم با هند باعث کمبود طلا در روم می شد. مثلا نرو امپراتور هند بخاطر حفظ طلا واردات فلفل از هند را ممنوع کرده بود.
درون هند راه های زیادی وجود داشت و حکومتهای محلی موظف به حفظ و نگهداری راههای بودند. آسوکا امپراتور هند در 269-232 پیش از میلاد ستونهای سنگی زیادی در جاده های هند کار گذاشت که راه را به مسافران نشان می دادند. این ستونها در حدود 50 تن وزن داشتند و روی آنها پندهایی نوشته شده بود. هندی ها از فیل نیز برای حمل و نقل استفاده می کردند. این فیلها در بچگی از درون طبیعت شکار می شدند و توسط فرد فیلبان تربیت می شدند. این فیل بان موظف بود تا آخر عمر فیل با او بماند. فیل افراد را در پشت زین خود حمل می کرد و به راحتی قادی بود حجم زیاد بار را حمب کند. فیل در جنگ ها نیز استفاده می شد.

یکی از اختراع های مهم در حمل بار اختراع فرقون بود که توسط چینی ها انجام شد. فرقون امکان حمل مقدار زیادی بار را به یک نفر می داد. جوگولیانگ یک ژنرال چینی است که در سال 230میلادی فرقون را برای ارتش خود ساخت. اما بر اساس نقاشی های دیواری که به تازگی در چین کشف شده است استفاده از فرقون به سال صد میلادی بر میگردد. چینی ها از فرقون برای حمل آدم و محصولات کشاورزی به طور گسترده استفاده می کردند. فرقون در قرن دوازده میلادی به اروپا رسید.
یک اختراع مهم دیگر قطب نما بود. در کتابی باستانی مربوط به قرن چهارم پیش از میلاد چین آمده است وقتی مردم چنگ بیرون میروند با خود نشاندهنده جنوب را می برند تا گم نشوند. در نوشته های دیگر چینی از قاشق جادویی برای نشان دادن جنوب نام برده شده است. چینی ها بلد بودند در قرن چهارم پیش از میلاد قطب نما درست کنندو به صورت سنتی آنرا به شکل قاشق درست می کردند. آنها صورت فلکی دب اکبر را به نام ملاقه می شناختند و از روی آن ستاره قطبی را پیدا می کردند. به همین خاطر قطب نماهای خود را نیز به شکل قاشق یا ملاقه می ساختند. اروپاییها در قرن چهاردهم از مسلمانان ساخت قطب نمارا یاد گرفتند و توانستند فتوحات خونین خود به سرزمینهای دور را شروع کنند.

قوم مایا در آمریکای جنوبی در قرون پیش از میلاد استفاده ار چرخ را بلد نبودند. آنها کالسکه برای حمل باد نداشتند و اصلا حیوان بارکش نداشتند. نوعی گوزن و لاما را اهلی کرده بودند اما فقط از گوشت و پوست آنها استفاده می کردند.اکثر سرزمینهای آنها سرزمینهای استوایی پر باران بود و به ندرت خاک سفت خشک داشتند و ارابه و چرخ در این نوع زمین گل آلود کاربرد ندارد.

یکی از شاهکارهای دنیای باستان ساخت پل قایقی توسط هخامنشیان است وقتی به یونان حمله کرده بودند. هرودوت در قرن پنجم پیش از میلاد آنرا چنین توصیف کرده است: ایرانی ها پنجاه قایق بزرگ پارویی ره در کنار یکدیگر قرار دادند. دو سر هر قایق لنگر انداختند تا قایق ها را از تکان خوردن حفظ کنند. با طناب بزرگی قایقها را به هم وصل کردند و سر طناب را در خشکی محکم کردند. وقتی قایق ها در جای خود محکم شدند روی آنها را الوار گذاشتند تا سطحی صاف درست کنند. سپس اطراف آنرا نرده کوبی کردند تا اسبها درون آب نیفتند وتوانستند از روی پلی که ساخته بودند عبور کنند.

 

منابع:
ANCIENT TRANSPORTATION- Michael Woods and Mary B Woods- RUNESTONE PRESS
Daily Life in Ancient Mesopotamia by Karen Rhea Nemet-Nejat