اطلس تاریخ ایران  
 

دین ها و باورهای باستانی


 

 

معابد، کاخها و کشاورزی در بین النهرین

اقتصاد معابد و کاخ های بین النهرین وابسته به مقدار تولید غذا روغن و پشم بود. معابد خانه خدا و کاخ ها خانه پادشاه بودند و هر دو به غذا نیاز داشتند. لوحهای بسیار زیادی از معابد دوره سوم اوروک بدست آمده که در آنها به فعالیتهای کشاورزی معبد اشاره شده است.از دوره بابل جدید نیز لوحهای زیادی در مورد نحوه اجاره و فروش زمینهای کشاورزی معابد بدست آمده است. معابد دارای نیروی کار خود بودند .آنها حیوانات بارکش، لوازم کشاورزی، زمین، کارگاه نانوایی، آسیاب و گله خود را داشتند و فعالیت اقتصادی یک معبد ضامن بقای آن بود. معبدی در کیش دارای بیش از پنجاه انباربرای ذخیره مواد غذایی بود که توسط دیوارهای نازکی از هم جدا شده بودند. در دوره اور3 ورود و خروج همه چیز به معابد ثبت می شد و گزارش آن به مقامهای بالاتر ارسال می شد. مقدار زیادی تبادل حیوانات و تخم گیاهان در این دوره ثبت شده است. تولید پشم و چرم بخش مهمی از درآمد معبد بود. شولگی برنامه بازدید منظم ماهانه از معابد نیپور جهت کنترل مقدار درآمد و تامین نیاز کارکنان معابد داشت.در دوره شولگی زمینهای کشاورزی مطابق کیفیت محصول خود به دسته های زیر تقسیم می شدند. خوب، متوسط، متوسط با علف هرز، شخم زده ولی محصول نداده، خوب اگر آب برسد، سیل خورده، ضعیف، روستایی، باغ میوه و برکه قدیمی.

مصر باستان

در مصر باستان هر خدا چندین معبد داشت. در معابد اصلی فقط شاه و روحانی های بالارتبه رفت و آمد می کردند. مردم عادی اجازه ورود به هیچ معبدی را نداشتند. مردم عادی تنها در جشنهای مذهبی می توانستند مجسمه هایی از خدایان را که به نمایش در می آمدند ببینند. هر خدای مصری یک حیوان مخصوص به خود داشت. مجسمه خدایان زیادی با سر حیوانی کشف شده است.

نیایش پنج گانه زرتشتی

در ادعیه خرده اوستا پنج نیایش برای خورشید، مهر، ماه، آب و آتش وجود دارد که پنج نیایش زرتشتی خوانده می شوند.

خورشید نیایش هر روز سه بار در صبح ظهر و عصر خوانده می شود.
مهر نیایش برای مهر، ایزد عهد و پیمان هر روز سه بار بعد از خورشید نیایش خوانده می شود.
ماه یشت یا ماه نیایش در یک ماه سه بار خوانده می شود، وقتی هلال ماه دیده می شود، وقتی ماه چهارده است و وقتی هلال به شکل تیغه در می آید.
اردویسور ناهید در اوستا سرچشمه همه آبهای جهان است. آبان یشت برای نیایش او در آبان روز هر ماه= دهم و همچنین در کنار رود و جوی خوانده می شود.
بهرام نیایش را موبدان در آتشکده در هر پنجگاه می خوانند
مطابق وندیداد خروس حیوانی است که هر صبح مردم را برای نماز می خواند. او را مهر هر روز صبح وامی دارد تا با صدای خود آدمی را بیدار کند. در تاریخ بلعمی نیز آمده عجم گویند در خانه ای که خروس باشد دیو در نیاید.

رسم سوگند خوردن و پیمان بستن

یکی از روشهای سوگند خوردن در میان زرتشتیان ریختن فلز گداخته روی سینه فرد بود که اگر فرد نسوزد به معنی این است که قسمش درست است. این رسم از داستانی می آید که مربوط به آدرباد مهرسفند است. او که اوستا را جمع آوری کرد، برای آنکه ثابت کند اوستای او درست است و در پاکی دین شک ندارد، اجازه داد روی سینه اش نه من روی گداخته بریزند. پیمان بستن در ایران باستان بسیار مقدس بود. در مهر یشت آمده نباید پیمان شکسته شود چه پیمان با یک دروغ پرست بسته شود چه با یک راست پرست.

خلقت جهان مطابق اوستا

خلقت جهان در دین زرتشتی در شش روز انجام شده است اما مانند دیت یهود در یک هفته صورت نگرفته بلکه این شش روز در یکسال بوده اند.در خورده اوستا فاصله این شش روز با هم ذکر شده است. 15 اردیبهشت آسمان خلق شد. آب در 15تیر بوجود آمد. در 30 شهریور زمین خلق شد. گیاه در 30 مهر بوجود آمد. 20 دی جانوران پدید آمدند. در آخرین روز کبیسه سال هم انسان زاده شد. هر یک از این روزها یک جشن پنج روزه برای خود دارند که روز خلقت آن روز آخر جشن است. خلقت انسان جشنی ده روزه دارد که پنج روز آن در اسفند و مابقی در فروردین است. در مدت این جشن است که فروهرها از آسمان به زمین می آیند تا از احوال بازماندگان افراد مرده با خبر شوند.

در ابتدای خلقت آفتاو و ماه و ستارگان ثابت بودند. آب و گیاهان نیز بی حرکت بودند. از پرتو فروهرهای پاکان است که کواکب به جنبش آمدند و راه سیر پیش گرفتند، آب روان گردید و گیاه بالیدن گرفت.

جادو جمبل

در میان زرتشتیان ایران باستان یک سری ادعیه مشکل گشا وجود داشت که آنها را نیرنگ می گفتند. نیرنگ یکی از کلمات دینی زرتشتی است که پس از هجوم اسلام رفته رفته معنی اصلی و مقدس خود را از دست داده و به سحر و طلسم منحرف شده است.

مردم یونان باستان به طالع بینی عقیده داشتند و فکر می کردند آینده هر کس از پیش تعیین شده است. در معابد افرادی وجود داشتند که آینده مردم را پیش گویی می کردند. معروفترین محل برای این منظور معبد دلفی بود. مردم باید یک بز به معبد هدیه می دادند تا از آینده خود مطلع شوند. پیش گوی اعظم با ریختن خون بز روی زمین می توانست آینده را ببیند.
از چین باستان کتابی به یادگار مانده به نام وای جینگ که بر اساس فلسفه و سیارات آسمان آینده مردم را پیش بینی می کند. 64 ضلعی معروف وای جینگ بر اساس اطلاعات این کتاب ساخته شده است.
مهره های شانس اشیایی هستند که مردم به خود وصل میکنند تا شانس خوبی داشته باشند و در مقابل بدی ها حفظ شوند. این اشیا به گونه های مختلف در تخیل بشر از ابتدا وجود داشته اند و هنوز نیز استفاده می شوند.
برای مثال نمونه های زیادی از مصر باستان بدست آمده است. در مصر باستان مجسمه های کوچکی ساخته می شد که در پشت آنها سوراخی داشت و درون آن دعایی قرار می دادند. در ناف مجسمه محفظه ای بود که صاحب آن موی خود را در آن قرار می داد. مصری ها از اینکه در خواب اتفاق بدی برای آنها بیفتد ترس داشتند. بچه ها اکثرا از این نوع مجسمه ها داشتند تا آنها را از اتفاقات بد در خواب و بیداری حفظ کند. دعاهای مربوط به بچه ها بسیار مختلف بود. مثلا آنها را از مقابل کرم حفظ می کرد و نمی گذاشت سقف خانه روی سرشان خراب شود.
از دوره تسلط رومیان بر انگلیس تکه آهنی بدست آمده که روی آن نوشته شده است: من تریتاماریا زندگی او و حافظه و فکرش، ریه و کبدش و کلماتش را حفظ می کنم.


چشم زخم و بخور

اعتقاد به چشم زخم از دوره باستان تا امروز تقریبا بدون تغییر مانده است. در دوره باستان اعتقاد داشتند چشم زخم حسادت را از روح بیرون می کند و آنرا به سمت دیگری هدایت می کند. درمان این حسادت پوشیدن تصویری از چشم بود که چشم شیطان را دور کند. نام این مجسمه یا نقاشی چشم، چشم زخم بود. در فرهنگ رومی (همچون خیلی فرهنگهای دیگر)چشم شیطان دشمنان دیگری هم داشت از جمله تیزی (مانند شمشیر و سوزن)یا تصویر حیواناتی مانند یوزپلنگ یا آلت تناسلی مرد.

بخور هم یکی دیگر از راههای دور کردن بدی و بلا بود. ما هنوز هم رسم اسفند دود کردن را حفظ کرده ایم. در فقرات 79و80 از فرگرد 8 وندیداد در در مورد بخور گیاهان خوشبو آمده که به هر طرفی که باد بوی اتشی را که در آن چوبهای مخصوص بخور می سوزند را ببرد، از همان طرف ایزد بهرام هزارها دیوهای نهانی تیره نژاد را براند

یک هزاره جدل بر سر دین

در دوره تقریبا هزار ساله حکومت اشکانیان و ساسانیان مرز این دو امپراتوری ایرانی با امپراتوری روم، بین النهرین بود. هر کدام از این دو رقیب که تاثیر و نفوذ بیشتری بر مردم منطقه داشتند، قدرت تجاری سیاسی بین النهرین را در اختیار می گرفتند.
هر دو امپراتوری سعی در تبلیغ دین خود داشتند تا با استفاده از دین، مردم محلی را از رقیب خود متنفر کنند. کشیشان مسیحی رفته رفته در سرزمینهای تحت نفوذ ایرانیان نفوذ کردند به نحوی که فرضا مردم ارمنستان به دین مسیحی گرویدند و پدران خود را کافر نامیدند و سعی در حذف آنها از تاریخ خود کردند و رفته رفته از ایران به سمت روم رفتند. در مناطق دیگری دین زرتشتی و سایر فرقه های این دین در بین النهرین پا گرفت مانند صائبیون که در مقابل مسیحیت سپر دفاعی بود و مورد تایید حکومت ایرانی قرار می گرفتند. مثلا استرابون می نویسد وقتی کاپادوکیه به دست ایرانیان افتاد گروهی از مغها به آنجا کوچ کردند.

اهمیت صدور دین به سرزمینهای خارج در حدی بود که در بخش اویسروتریمگاه خرده اوستا آمده: ... و موبد فرخنده پاک و سرور پاکی را که در خارج در گردش است را ما میستاییم....
نهایتا با ورود اسلام جدال بین دین زرتشتی و مسیحی به جدال بین اسلام و مسیحیت تبدیل شد.

خدایان یونانی

آنان عقیده داشتند كه در آغاز همه جا خلا و تاریكی بود و خدای زمین یا الهه گایا بیرون آمد پس از او خدای آسمان اورانوس و خدای دریاها پونت بوجود آمدند. از ازدواج گایا و اورانوس 12 دختر و پسر بوجود آمدند كه در راس آنها كرونوس بود كه علیه پدرش اورانوس قیام كرد و با اخته کردن پدرش به قدرت رسید. او می خواست بچه هایش را بخورد تا یک وقت چسرهایش او را نکشند. اما یکی از فرزندانش به نام زئوس بر او پیروز شد و به این ترتیب زئوس فرمانروای خدایان شد و در كوه المپ سكنی گزید. او با هرا ازدواج كرد. سلاح دفاعی او فرزندانش بودند كه هر كدام از مادری جدا گانه بودند و همین حسادت هرا بر علیه آنها بر می انگیخت. فرزندان او عبارت بودند از
خدایان یونان در همه جا بودند. آنها در اتاق زایمان مادر، شهر، مزرعه،جنگ، بدن، آب و هوا، فکر کردن و خلاصه در همه فعالیتها بودند. با اینحال خدایان یونان قادر به خواندن فکر مردم نبودند.

خدایان المپین: المپ یا المپیوس کوهی در یونان بود که معمولا قله آن در ابر پوشیده است. یونانیان عقیده داشتند زئوس و یازده خدای دیگری که آنها می پرستیدند در این کوه زندگی می کنند. این خدایان المپینی همه با زئوس برادر خواهر یا فرزندان او بودند. در مناطق مختلف یونان خصوصیان خدایان کمی متفاوت است. آنها خوبی و بدی را با هم و همگی قدرتهای فوق طبیعی داشتند. آنها دنیا را نیافریده بودند و قرار نبود برای همیشه بر دنیا حکمرانی کنند و ظاهری همچون مردم عادی داشتند.

زئوس: پدر همه خدایان و مردها بود و موقعیتی بالاتر از همه خدایان یونانی داشت. هرا همسر زئوس وظیفه داشت پسران زیادی برای او بدنیا باورد. زئوس پیش از هرا هفت بار ازدواج کرده بود. زئوس تمایل جنسی بسیار زیادی داشت و طبق روایت با 115زن خوابیده بود. او برای اینکه از چشم هرا قایم شود تا بتواند با زنان دیگر زمان بگذراند خود را به اشکال مختلف تبدیل می کرد. مثلا برای به دام انداختن اروپا به شکل گاو درآمد، بر دانای به شکل باران ظاهر شد و بر لدا به شکل یک قو. زئوس خدای باران، مهمان نوازی، عدالت و متقاعد کردن بود. بزرگترین معبد زئوس در آتن بود. ساخت آن از حدود 520 پیش از میلاد آغاز شده بود و تا 650 میلادی طول کشیده بود. مهمترین معبد زئوس نیز در کوه المپیا بود، جایی که هر چهار سال یکبار مسابقات المپیک انجام می شد.
هرا:همسر زئوس و همچنین خواهر بزرگ او بود. هرا پشتیبان ازدواج و ملکه المپیا بود. در ایلیلد از هرا به عندان همسری غرغرو و حسود یاد شده است. معبد هرا در کوه المپیا از معبد زئوس قدیمی تر است. احتمالا یونانیان هرا را پیش از زئوس می پرستیدند.
پسیدون:برادر زئوس خدای دریا بود. او با تبدیل شدن به شکل گاو می توانست زلزله درست کند. آتنا او را به نگهبانی آتن گذاشته بود و او هم چشمه آب شوری را در کنار المپیوس به آتن هدیه داده بود که آبش از دریا می آمد.
افرودیت:خدای زیبایی و عشق بود.
آپولو:خدای موسیقی، طاعون، نور خورشید و تازگی بود. در دوره هلنیستی آپولو خدایی بود که روح هلنیستی را در دنیا اشاعه داد. این کار او سابقه بد و تاریک او را در اشاعه طاعون را شستشو داد
آرتمیس:خواهر دوقلوی آپولو بود. او در عین حال که شکارچی بود نگهبان حیوانات وحشی هم بود. او باکره بود و باید بکارتش را در مقابل خدایان شهوتی مانند زئوس حفظ می کرد. زنان در قبل و بعد از زایمان اوو را می پرستیدند و برایش قربانی می دادند. وقتی یک شکارچی به نام اکتایون حمام کردن آرتمیس را یواشکی دید زده بود آرتمیس او را به شکل یک گوزن قرمز درآورد و سگهایش به دنبال او دویدند و اکتایون مجبور به فرار شد.
آتنا:دختر زئوس و متیس بود و در حین تولد کاملا بالغ و با لباس رزم بود. او دای صنایع دستی زنان و دفاع از قلعه بود.
هادس:برادر زئوس و خدای زیر زمین بود. او با همسرش پرسفون بر مردگان فرمان می راند.
دمتر:او خدای کشاورزی و برداشت بود.او عامل مرگ گیاهان در زمستان بود. دختر او پرسفون که با هادس عروسی کرد موجب ناراحتی او شد. این غم او باعث شد گیاهان خشکیده شوند. او هر سال در بهار با دخترش دیدار می کند و برای همین گیاهان دوباره در بهار سبز می شوند.
دینوسیوس:فرزند زئوس و سامیل بود. او خدایشراب، طبیعت و آزادی بود او خیلی دیر به خدایان المپیوس اضافه شد. کاملا مشخص نیست مححل اولیه ساخت وپرورش این خدا کدام فرهنگ باستانی بوده است اما می توان آنرا برگرفته از آسیای صغیر دانست ه وارد فرهنگ یونان شده است.
هفایستوس:خدای کسانی بود که با آهن کار میکنند.
هرمس: فرزند زئوس و مایا بود او خدای تجارت و دزدان بود. هرمس پیام رسان خدایان به عالم مردگان نیز بود.
آرس:خدای جنگ فرزند زئوس و هرا بود. با اینکه او از خدایان المپین است به او در آتن و سایر سرزمینهای یونان کمتر توجه شده است.
هستیا:از قلب المپیا حفاظت می کرد.

برای جلب توجه خدایان باید قربانی داده می شد که معمولا میوه، حبوبات، کیک، شراب یا شیر بود. قربانی کردن حیوان بسیار نادر بود و فقط توسط افراد پولدار انجام می شد. بز، گوسفند یا گاوحیواناتی بودند که قربانی می شدند. در 240 پیش از میلاد تعداد240گاو در آتن برای دینوسیوس قربانی شد. از گوشت قربانی غذا تهیه می کردند و تا می توانستند بوی غذا را به هوا می فرستادند تا خدایان جمع شوند و بعد غذا را در میان مردم تقسیم می کردند. گوشت و غذا به مردم و چربی و استخوان به معبد می رسید. علاوه بر خوراکی، مجسمه هم نذر خدایان می شد. مجسمه های کوچک سفالی تا مسمه های خیلی بزرگ مرمری در معابد یونانی یافت ده اند که نذری مردم به معابد بوده اند. البته در موارد معدود به قربانی های عجیب هم بر می خوریم. مثلا در نبرد تروژان یونان ژنرال آگاممنون دختر خود را قربانی کرد تا بتواند جنگ را پیروز شود

یونانی ها عقیده داشتند بشر و طبیعت در حال کوچک شدن هستند. هومر نوشته کسانی که در جنگ تروی شرکت کرده بودند در مقابل مردان زمان او مانند غول بودند. انسانها در حال کوچک شدن هستند. آنها عقیده داشتند روزی فرا خواهد رسید که دیگر هیچ دوستی نمی ماند و پدر و فرزند احترامی به هم نمی گذارند ومردان دیگر به بزرگان خود احترام نمی گذارند و در آن روز زئوس آدمی را از بین خواهد برد.

یکی از دلایل پرستش خدایان در یونان باستان این بود که آنها از آینده با خبر بودند. پیشگویی در یونان باستان رواج داشت. پیشگوها از آب شور، آتش، سولفور و خون مخصوصا خون خوک استفاده می کردند تا به مردم در مورد آینده خبری برسانند. روشهای دیگر پیشگویی مشاهده پرواز پرندگان و تفسیر خواب بود. پیشگویی در یونان باستان با توضیح همراه نبود. چیزی مانند استخاره مسلمانها بود. مردم باید یک سوال می پرسیدند مانند آیا من باید ازدواج کنم؟ آیا من به دریا بروم؟ یا آیا در جنگ شرکت کنم؟ جواب پیشگویی معمولا آره یا نه بود. اگر هم توضیحی داشت معمولا توضیحی مفهوم و قطعی نبود و می توانستند آنرا به شیه های گوناگون تفسیر کنند.مثلا شاه لیدی در دلفی از پیشگو سوال می کند آیا با ایرانیان وارد جنگ شود یا نه. جواب آن بود که اگر با ایران وارد جنگ شود امپراتوری بزرگی را نابود خواهد کرد. او هم به جنگ پرداخت و امپراتوری لیدی نابود شد.
پیشگوها نقش مهمی در جنگ ها داشتند و معمولا فرماندهان پیشگوهایی را با خود همراه داشتند.البته این پیشگویی ها همیشه درست نبودند. مثلا ژنرال آتنی نوکیاس در حمله به سیسیلیا خواست عقب نشینی کند که خورشید گرفتگی پیش آمد. پیشگو به او گفت عقب نشینی را کنسل کند. این فرمان پیشگو باعث نابودی همه سپاه نوکیاس شد.

روم

خدایان رومی کپی گرفته از خدایان یونانی بودند البته با تغییرات جزیی. در روم باستان دینوسیوس تبدیل به باکوس شد. باکوس همان خصوصیات دینوسیوس را دارد تنها نامش عوض شده است. در روم باستان قربانی کردن حیوانات مرسوم بود. آنها فکر می کردند بهترین راه صحبت با خدایان ریختن خون یک حیوان است. زنها در روز تولد خود یک حیوان قربانی می کردند. این حیوان به الهه جونو تقدیم می شد. حیوانات سفید رنگ مانند گوسفند سفید برای ژوپیتر قربانی می شدند که خود سفید رنگ بود. رومی ها برای خدایان خود فستیوال و جشنهای زیادی برپا می کردند. آنها تنها در ماه ژانویه 32جشن برای خدایان مختلف داشتند. در معبد وستا در روم دختران باکره کار می کردند. آنها باید برای همیشه آتشی را روشن نگه می داشتند تا به الهه وستا بتابد. وستا کپی ملکه هستیای یونانی است.

 

آزتک و مایا

بریدن قطعات بدن توسط خود شخص یک راه عبادت و قربانی کردن برای خدایان بود . از این طریق افراد هونشان را تقدیم به خدایشان می کردند.

منابع:
500 things to know about THE ANCIENT WORLD - The British Museum Press
Daily Life in Ancient Mesopotamia by Karen Rhea Nemet-Nejat

یشت ها – نشر اساطیر – تالیف استاد ابراهیم پور داود