اطلس تاریخ ایران  
 

آموزش و پرورش و مدرسه در دنیای باستان

 

یونانیان

در یونان تا پیش از قرن پنجم پیش از میلاد تحصیل فقط به صورت خصوصی امکان پذیر بود و فقط در دسترس خانواده های بسیار پولدار بود. البته هرودوت به مدرسه ای در جزیره کیوس اشاره دارد که 120شاگرد داشته ولی این یک نمونه کاملا استثنا در یونان و احتمالا نادرست است. در قرن چهارم پیش از میلاد در آتن همه باید به مدرسه می رفتند. آریستوفین در کتاب نایتز می نویسد در آتن همه حتی آن بدبخت سوسیس فروش هم خواندن و نوشتن بلد بود. آموزش پایه بر اساس خواندن نوشتن و تمرینات بدنی بود. حفظ کردن بخش مهمی از یادگیری بود. مثلا گزنفون از قول تیکراتوس می گوید که پدرش مجبورش کرده بود کل ایلیاد و اودیسه را شامل بیست و هفت هزار خط حفظ کند. کیتارا و نوعی چنگ کوچک تدریس می شدند. ریاضی و نقاشی خیلی مهم نبودند. مدرسه فقط مخصوص پسرها بود و دخترها آنقدر ارزش نداشتند که به مدرسه فرستاده شوند. در متنی از مناندر آمده مردی که به زنش سواد یاد دهد کار بسیار بدی می کند. او در اصل به مار زهر اضافی می دهد.
پسرهای آتنی از هفت سالگی مدرسه را شروع می کردند
در اسپارت اوضاع فرق داشت. در این محل پسرها از خردسالی تا سی سالگی آموزشهای بسیار سخت نظامی می دیدند. پس از فارغ التحصیلی در سی سالگی آنها سیتیزن اسپارت به حساب می آمدند و به گروه های مختلف از پانزده تا سیصد نفره در می آمدند و تا شصت سالگی افراد یک گروه با هم زندگی می کردند و با هم غذا تهیه می کردند و در جنگها با هم شرکت می کردند. خلاصه بعد از شصت سالگی مردان خسته بازنشسته می شدند. شصت سال زندگی اجباری نظامی اسپارت در هیچ کجای دنیای باستان نمونه مشابهی نداشته است.
اسپارتی ها بیشتر از آنکه با خانواده اشان زندگی کنند در کمپ های نظامی زندگی می کردند و به شهرشان خدمت می کردند. پلوتارک می نویسد بچه های اسپارت اصلا بهانه گیر نیستند، گریه نمی کنند، همه پیز می خورند، از تاریکی نمی ترسند و هیچ آزاری ندارند. این ناشی از آموزش سخت نظامی آنها است. پسر بچه ها از شش سالگی وارد کمپ های آموزشی می شدند و هدف از آموزش آنها تربیت آدمهایی حرف گوش کن و کارآمد برای شهر بود. بچه ها در دسته های مختلف تحت امر یک فرمانده قرار می گرفتند. به آنها غذای کافی داده نمی شد و مرتبا کتک می خوردند. این نوع تربیت در آنها عقده بوجود می آورد اما به آنها یاد می داد چطور فرمانبردار باشند . پلوتارک می نویسد در آموزش اسپارتی ها خواند و نوشتن جایی نداشت. به بچه ها کشتی گرفتن و جنگیدن می آموختند و هر چه سنشان بیشتر می شد برنامه اشان سخت تر می شد. آنها با سری تراشیده و تنی نیمه لخت تمرینات نظامی را انجام می دادند. یک پسر بچه اسپارتی روباهی را دزدیده بود. وقتی او را دستگیر کردند او به دزدیدن روباه اعتراف نکرد و روباه را در لباس خود قایم کرد. روباه در حین محاکمه تن پسر بچه را مرتبا گاز گرفت ولی پسر هیچ به روی خود نیاورد تا اینکه جان خود را از دست داد. از این داستان مشهور می توان به نحوه تربیت و سرسختی اسپارتی ها پی برد. در16 سالگی پسر ها عضو پلیس مخفی می شدند . بعد از آن باید تا 20سالگی در طبیعت زندگی کنند و خود غذای خود را تهیه کنند. از 20 تا 30سالگی آموزشهای سخت نظامی شروع می شد. پسرها اجازه خوابیدن با همسرشان را هم نداشتند و اگر ازدواج می کردند تنها ساعات اندکی اجازه داشتند با همسرشان وقت بگذرانند.

طرح روی کوزه از مراسم تدفین سرپدون قهرمان جنگ تروژانبه همراه فرشته بالدار مرگ- آتن 500 پیش از میلاد
موزه باستان شناسی دانشگاه سیدنی- تصویر: حمید صدقی نژاد

 

 

 
 
 
 
 

 

منابع:
Daily Life in Ancient Mesopotamia by Karen Rhea Nemet-Nejat
Daily Life of the Ancient Greeks (Greenwood Press "Daily Life Through History") 2nd Edition