سیستم اداری هخامنشی
 

نظام حکومتی هخامنشی از دوره داریوش اول به بعد منظم شد. در این دوره سرزمینهای هخامنشی به ساتراپی ها تقسیم شدند و هر ساتراپی (استان) یک ساتراپ داشت (استاندار) که مسئولیت اداره آن محل بر عهده او بود و او مرتبا با شاه در تماس بود. یکی از اهداف ساخت راه های شاهی در این دوره، تسهیل ارتباط با ساتراپها بود. در هر ساتراپی امور نظامی توسط یک فرمانده نظامی کنترل می شد و ساتراپ فقط کارهای اداری و حکومتی را انجام می داد. مامورانی به نام چشم و گوش شاه مسئول اطلاع رسانی وضعیت ساتراپی ها به پایتخت بودند. آنها کلیه امور را مشاهده و کنترل می کردند. به این ترتیب همیشه پیکهایی بین پایتخت و ساتراپی ها در حرکت بودند.
یک کارمند در سفر همیشه گذرنامه مهمور به همراه داشت که در آن آمده بود که دارنده این گذرنامه از سوی چه کسی ماموریت دارد و چه مسیری را طی می کند و چه میزان مواد غذایی برای مصرف شخصی خود احتیاج دارد. این هزینه ها ثبت می شد ودر مرکز حسابرسی یک نفر نویسنده ایلامی با گل تازه آماده انجام وظیفه بود. کارمند مسئول با مهر خود نوشته را تائید می کرد و دریافت کننده نیز با مهر خود نوشته را تائید می کرد. علاوه بر این الواح، او باید دو لوح دیگر را نیز مهر می کرد، زیرا یک سند در بخش محلی می ماند وسند دیگر برای بایگانی در مرکز بخش وسومی مستقیما به تخت جمشید فرستاده و درآنجا کنترل وسپس بایگانی می شد. بنابر این هر عضو سازمان اداری همیشه باید مهر خود را به همراه می داشت. چنین قانونی در مورد نزدکترین افراد به پادشاه حتی زنان داریوش نیز صادق بود و تمام موادی که دریافت می کردند همین پروسه ای که گفته شد را طی می کرد.
هر دو ماه یک بار گزارشی از عملکرد همه حوزه ها تهیه می کردند واین کار روند کار کنترل مرکزی در تخت جمشید را آسان تر می کرد. رشته های دیوان اداری در تخت جمشید به دستهای رئیس تشریفات و قائم مقام وی ختم می شد. مسئول اداره خزانه شاهی، خزانه دار دربار بود که زیر نظر این دو نفر قرار داشت. در مرتبه بعد کاخ دار بود که کار اصلی او عزل و نصب و ترتیب دادن جیره کارگردان بود. از مقامهای دیگر در نظام دیوانی، نمایندگان محلی بودند که طی سفر شاه به هر جا مسئول ترتیب خوراک وآسایش او وهمراهانش بودند.

 

حقوق کارکنان

مطابق لوح های گلی کشف شده از تخت جمشید، سازندگان بناها حقوق دریافت می کردند. پس از ترجمه لوح های بدست آمده حقایقی فاش شد که دور از انتظار تاریخ دانان بود. مثلا مهد کودک برای نگه داری بچه های کارگران، تقسیم کار بین افراد بر حسب توانایی آنها، حقوق مشخص برای هر کار، مدیریت و تشکیل تیمهای کاری منظم، حقوق بیکاری برای کسانی که از کار افتاده بودند، مرخصی زایمان برای خانمها و دیگر مواردی که نشان دهنده روابط انسانی در آن زمان بودند .
مزد کارگران عمدتاً بصورت جنسی پرداخت می شد. پایه اصلی محاسبه دستمزد جو و حداقل مزد یک مرد، 30 لیتر جو در ماه بود. اسناد نشان می‌دهد که مرد و زن برای انجام کارهایِ یکسان، مزدی برابر می‌گرفتند.
به جز این 30 لیتر جو در ماه، کارگران به مناسبت‌های گوناگون اضافه درآمد داشتند. هر دو ماه یک ‌بار، یک لیتر جو و نیم لیتر شراب یا آب جو برای هر نفر و یک بز یا گوسفند برای هر 30 نفر در ماه داده می شد. به این مقدار، باید دستمزد ویژه ای که دیوان اداری به نام کمک شاهانه ( یک لیتر آرد جو یا یک لیتر جوانه خشک جو در هر سه ماه و شراب ترش) به کارگران می داد را افزود. در میان کمک‌های شاهانه گاهی به میوه هم برمی ‌خوریم. برای نمونه شماری از کارگران، ماهانه یک لیتر انجیر و برخی یک سوم لیتر گردو گرفته‌اند.
علاوه بر این اضافه پرداخت ها، پرداختی وجود داشت که به آن پیش کشی می گفتند. مثلاً زائوها 5 ماه تمام حقوق ویژه‌ای می‌گرفتند. برای نوزاد پسر، ماهانه یک کوزه 10 لیتری شراب یا آب جو، 20 لیتر جو، گندمیا آرد و برای نوزاد دختر، نصف این مقدار پرداخت می شد. کارگران همچنین برای انجام کارهای سخت، با حساب ضریب سختی کار، اضافه دستمزد دریافت می‌کردند. این پرداخت‌ها و اضافه‌ پرداخت‌ها، فقط شامل کارگران و خدمتکاران ساده ـ بدون مهارت ـ می شد و اگر کسی می توان ست مهارت خود را در کار بالا برد، میزان حقوق بیشتری دریافت می‌کرد. مثلاً در یک لوح، کارگری 40 لیتر جویِ ماهانه (به جای 30 لیتر) دریافت کرده است.
بالاترین حقوق‌ را بانوان مدیر و سرپرست دریافت می‌کردند، 50 لیتر جو در ماه و 30 لیتر شراب و یک سوم یک بز یا گوسفند. در الواح تخت جمشید مربوط به زمان حکومت خشیارشا و حکومت اردشیر اول، از پرداخت نقره به کارگران (به جایِ پرداخت حقوق جنسی) سخن آمده است. پرداخت نقدی مورد استقبال کارگران قرار گرفت، چون می توانستند کالای مورد علاقه خود را خریداری نمایند. هر خانواده ای برای خود باغچه و زمینی داشت و محتمل است که بذر مورد نیاز برای کاشت را نیز از حکومت دریافت می کردند. برای نمونه، در یکی از لوح ها، قید شده که گروهی کارگر، 90 لیتر بذر جو گرفته اند. اشارات زیادی در دست است که کارگران، خود نیز صاحب احشام بوده اند. در صورت کافی نبودن مرتع برای تغذیه بز، گوسفند و ماکیان، از طرف دستگاه اداری به کارکنان جیره علوفه داده می شد. به این ترتیب پرورش حیوانات در چارچوبی معین، بخشی از مخارج کارگران را تأمین می کرد.
همچنین در برخی نقاط، به کارگران ناهار می دادند. مثلاً در خزانه، آشپزهایِ زن برای نهار کارگران، غذایِ عمومی می پختند. بنابراین غذای روزانه را هم باید به میزان حقوق افزود. در کارگاه های شاهی خزانه، به جز لباس های مجلل، لباسهای کاملا معمولی نیز دوخته می شد که احتمالا مورد مصرف کارگران و کارکنان بود.

هخامنشیان
اطلس تاریخ ایران