صفحه اصلی
آشوریها

نقش برجسته آشوری تنگی ور

سنگ نگاره گل گل ملكشاهی

 

 

آشور نام دولتی باستانی است كه در شمال بین النهرین قرار داشت.حدود چهار هزار سال پیش این دولت تشكیل شد و مدت هزار و سیصد و پنجاه سال دوام آورد.این امپراتوری بر سرزمینهای فنیقیه، فلسطین ،مصر ،بابل،ایلام و غرب فلات ایران تا خلیج فارس حكمرانی میكرد. در سال 600 م دولتهای ماد و بابل دولت آشور را شكست دادند. شهرت آشوریها به جنگیدن ، خونریزی، ساخت سلاح ، سنگتراشی، ساخت جاده و پست است.آشوریها بر همسایگان خود تاثیرات زیادی گذاشتند.

سرزمین آشور
سرزمین آشور ابتدایی دو نوع ساکن داشت. مردم مقیم شهرهای مستقل آشوری و گروههای کوچ روی بازرگان که در شمال سوریه و آناتولی زندگی می کردند و تحت کنترل آشوریان بودند. کاپادوکیه شهر بزرگ آناتولی بود. در بیش از ده هزار لوح کشف شده از آناتولی تجارت مردم کاپادوکیه با آشوری ها ذکر شده است. آنها راه درازی را از آشور به کانش در آناتولی می آمدند و مسیر را با خر و قاطر طی می کردند. لباس بافته شده در آشور می فروختند و نقره دریافت می کردند.
در نیمه دوم قرن نوزدهم پیش از میلاد در پی نبرد هیتی ها با مردم بومی آناتولی تجارت آشوریان نیز دچار خدشه شد. در 1740 پ م هیتی ها توانستند سیستم حکومتی خود را بنا نهند و در قرن بعد از آن شاهنشاهی قدیم هیتی تاسیس شد که جانشین قدرتهای محلی آناتولی شد . در حالی که هیتی ها در حال قدرت گرفتن بودند سلسله حمورابی رو به ضعف نهاد. مطابق نوشته های آشوری شاه اشنونا بر آشور حکومت می کرد و شمشی اداد در بابل. وقتی اشنونا مرد شمشی اداد آشور را فتح کرد. او پسر بزرگ خود ایشمه داگان را در شهر بزرگ آشوری به نام اکالاتوم نهاد و پسر کوچک خود را در شهر گاری. خود در شمال سوریه شهر شوبات انلیل(تل لیلان) را به پایتختی برگزید اما هنوز سرزمین های بین دجله و فرات در دست آموری ها بود. بعد از مرگ شمشی اداد پسرش شورشهای محلی را سرکوب کرد ولی بخشهایی از شمال غرب را از دست داد و بخشهایی را ایلامیان گرفتند.


حمله آشوری ها به همسایگان
در قرن نهم پ م آشور شروع به حمله به سرزمینهای اطراف کرد. ادد نیراری 911-891پ م در مقابل آرامی ها که می خواستند مستقل شوند جنگید و بابل و خابور را هم فتح کرد و تا دو نسل بعد از او آشوری ها مشغول فتوحات گسترده خود بودند. مطابق سالنامه های آشوری بین 881 پ م تا 815 پ م 193000 اسیر به سرزمین آشور آورده شد که 139000 نفر آنها آرامی بودند. آنها تا مدیترانه را فتح کردند و حکمرانان محلی لبنان را به رسمیت شناختند. سپس به سمت آناتولی و شمال غرب ایران آمدند. همه شهر های این مناطق می دانستند یا باید به آشور خراج دهند یا باید حمله سنگین آنها را بپذیرند.
تاسیس شهر نمرود - سلسله آشور نو- جنگ در سوریه و اسراییل
حملات گسترده آشوری ها نیازمند پایتختی در شمال سرزمین آشور داشت، پس آشورنصیرپال دوم شهر نیمرود را بنا نهاد. این شهر جدید دارای کانالهای آب، خطوط فاضلاب، ساختمانهای عظیم و باغهای پر گل جمع شده از سرزمینهای مفتوح بود و مردم همه سرزمینهای فتح شده در آن ساکن بودند. همسر شاه آشوری شمشی اداد پنجم در متون یونانی به عنوان یک ملکه بسیار زیبا یاد شده است. او پس از مرگ شاه پنج سال حکومت کرد تا پسرش به سن قانونی برسد. در 810 پ م اددنیراری حکومت را از مادرش تحویل گرفت و تا 783 پ م شاه بود.در طول 60 سال بعدی آشور دوباره ضعیف شد.
در 746 پ م تیگلات پیلسر سوم شاه آشور شد و سلسله آشور نو را بنا نهاد. او نیروهای خود را به سمت جنوب برد و با آرامی هایی که به بابل مرتبا حمله می کردند جنگید. مشکل بعدی او اورارتو بود. هر دو دولت اورارتو و آشور سعی در کنترل سوریه داشتند زیرا سوریه مرکز اصلی تولید آهن و الوار مرغوب بود. تیگلات پیلسر به ارپاد که که تحت کنترل اورارتو بود حمله کرد و پس از دو سال محاصره شهر را فتح کرد. حملات او در شمال سوریه ادامه داشت و توانست کنترل 29شهر دیگر را در منطقه بدست آورد. آشوریها اسرای سرزمینهای دیگر را در سوریه اسکان دادند. سپس به اسراییل حمله کردند. شاه اسراییل مناخیم هزار واحد نقره به آشور داد و آشوریان در ازای آن شهر را نابود نکردند. از این پس اسراییل تحت امر آشور درآمد. آنها از صادرات الوار از لبنان به مصر مالیات می گرفتند. مصری ها سعی در ایجاد ناآرامی در اسراییل کردند تا آشوری ها را از آنجا بیرون کنند اما قدرت آشوری ها در منطقه آنقدر زیاد بود که هیچ پیروزی برای مصر رقم نخورد.

تسلط آشور بر بابل
در 734 پ م موکین زری یکی از روسای قبایل کلدانی توانست بابل را فتح کند. تیگلات پیلسر سوم نیرو به بابل فرستاد و نیروهای کمکی او با استقال مردم بابل مواجه شد. اما فتح بابل سه سال طول کشید زیرا کلدانی ها بسیار قوی بودند. کلدانیان به سرزمینهای خود در جنوب بابل فرار کردند. آشوری ها هم به تعقیب آنها رفتند و سراسر سرزمین و قبیله آنها را نابود کردند. آشوری ها توانستند بعد از 400 سال پادشاهی بابل را کامل به دست بگیرند و تا 626 پ م آنرا در اختیار خود نگه داشتند.

سارگون دوم
سارگون دوم در حالی به شاهی رسید که تمام سرزمین های تحت کنترل آشور در حال شورش بود. در بابل مردوک اپلا الدین دوم در 721 پ م که از حمایت ایلامی ها برخوردار بود اعلام پادشاهی کرد. سارگون دوم ابتدا به اورارتو حمله کرد که سلسله ای از قلاع کوهستانی داشت. روسا شاه اورارتو از شهر خود به کوه فرار کرد و مطابق نوشته های آشوری نهایتا با شمشیر خود را مانند یک خوک پاره پاره کرد. پس از آن سارگون متوجه بابل شد. ابتدا با کنترل رودخانه مرزی توانست تماس بابل و ایلام را قطع کند. سارگون پشتیبانی بابلی های ساکن شمال سرزمین بابل را هم با خود داشت. مردوک اپلاالدین نهایتا از بابل فرار کرد و شهر در 710 پ م به تصرف آشور درآمد و 108000آرامی و کلدانی به اسارت آشوری ها درآمدند و از بابل کوچ داده شدند. مردوک اپلا الدین بابل را دوباره در حدود705 پ م بدست آورد. کیمریان در قرن هشتم پ م به آناتولی وارد شدند. سارگون نیروی نظامی به آناتولی ارسال کرد و آنها را به سمت آسیای صغیر فرستاد. در 705 پ م سارگون دوم در جنگ کشته شد و جسد او در میان کشته شدگان جنگ گم شد. آشوری ها نتوانستند شاه خود را مطابق سنن خود دفن کنند. ین یک اتفاق بسیار بد برای آنها به حساب می آمد.

سناخریب
شاه بعدی سناخریب 704-681 پ م به شهر نینوا کوچ کرد. از این پس نینوا پایتخت آشور شد. سناخریب در بابل مراسم مذهبی بابلیان را برجای آورد ولی خود پادشاهی شهر را به عهده نگرفت و آنرا به دست یکی از بزرگان بابل نهاد. خود به سمت جنوب بابل لشگر کشید تا مردوک اپلاالدین را نابود کند. مردوک اپلاالدین سعی کرد در اسراییل بر ضد نماینده آشوری شورش کند اما مردم اسراییل از او پیروی نکردند و به مصر پیوستند. سناخریب هم مجبور شد به اسراییل حمله مجدد کند. او جودا را فتح کرد و بیت المقدس را محاصره کرد. هزکیاه شاه اسراییل با پرداخت خراج سنگین شهر خود را بار دیگر حفظ کرد.
در 691 پ م نیروهای متحد ایلامی و کلدانی با سپاه سناخریب در کنار فرات درگیر شدند. آشوری ها در نبردی خونین پیروز شدند. سال بعد شاه ایلامی بر اثر بیماری فلج شد و توانایی تکلم را نیز از دست داد. در نتیجه بابل متحد اصلی خود را از دست داد. کلدانی ها نیز بابل را تخلیه کردند. شاه بابل مجبور به فرار شد و آشوری ها او را پیدا کردند و کشتند. قاتل او به وزن پادشاه از سناخریب نقره دریافت کرد. سناخریب نهایتا در 681 پ م توسط دو پسرش کشته شد.
اسرحدون 68-669 پ م جانشین سناخریب شد. او سیاست پدر در قبال بابل را پیروی نکرد. در عوض بابل را تعمیر کرد و مردم تبعید شده بابل را دوباره به شهر برگرداند. او می خواست از بابل به عنوان شهر اصلی خود برای حمله به ایلام استفاده کند. او در 679 پ م تصمیم به حمله به مصر گرفت. ولی در مصر کشته شد و پسرش آشوربانیپال شاه آشور شد.

آشوربانیپال
آشوربانیپال 669-627 پ م که شروع به پادشاهی کرد یکی از ایالتهای آشوری مصر با حمایت لیدی اعلام استقلال کرد. آشور که پشتیبان لیدی بود، حمایت خود از لیدی را قطع کرد. ایالت تازه استقلال یافته همسایه لیدی که لیدی را بی پناه دید شروع به حمله به لیدی کرد تا اموال آنرا غارت کند. آشور توانایی نگه داشتن نیروهایش را در مصر نداشت. از طرفی ایلامی ها نیز شروع به حمله به سرزمین بابل کرده بودند و شاه آشور باید جلوی آنها را می گرفت. در این زمان ت اومن شاه ایلام شد. آشوربانیپال و ت اومن دشمن دیرینه هم بودند. آشوربانیپال در اربیل بود که با خبر شد ایلامی ها در تدارک حمله به آشور هستند. او پیش دستی کرد و به ایلام حمله کرد. ت اومن به شوش پناهنده شد ولی مجبور به فرار از شهر شد و نهایتا سرش توسط آشوری ها از تن جدا شد. در سنگ نگاره ای شاه آشور و همسرش در حال خوردن غذا در باغی هستند و کله ت اومن از درختی در کنار آنها آویزان است. در 652 پ م آشوربانیپال و برادرش شمش شوم اوکین وارد جنگی چهار ساله شدند. برادر شاه در بابل حمایت ایلام و اعراب ساکن جنوب بابل را داشت. آشوربانیپال او را در بابل محاصره کرد. پس از دو سال محاصره سرانجام شهر از گرسنگی به زانو آمد . به نقل از منابع آشوری مردم بابل شروع به خوردن بچه های خود کرده بودند. برادر آشوربانیپال در کاخش به قتل رسید. پسر او از طرف آشوربانیپال به پادشاهی رسید و این پسر در 21 سال بعدی حرفهای عمویش ا به دقت اجرا میکرد.

نابودی ایلام توسط آشوری ها
ایلام دارای مشکل جدیدی شده بود. سرزمین ایلام مورد حمله مردم جدیدی به نام پارسها از نواحی شمالی شده بود. آشوربانیپال به ایلام به عنوان یک سرزمین استراتژیک نگاه می کرد. مردم نواحی جنوب بین النهرین ایلام را الگوی خود قرار می دادند و در صورت بروز ناآرامی در ایلام نواحی جنوبی بین النهرین نیز نا آرام می شد. شاه آشور تصمیم گرفت قبل از اینکه پارس ها با حملات خود ایلام را ضعیف و نا آرام کنند خود به آنجا حمله کند. او به گفته خود همه شهر های ایلام را نابود کرد و معابد و آرامگاه شاهان را تخریب کرد و مجسمه شاهان را شکست.

نابودی آشور توسط مادها
پس از آشوربانیپال پسرش تا 612 پ م شاه آشور بود. در ابتدا بابل اعلام استقلال کرد. در مدت کوتاهی چندین شاهزاده آشوری به شاهی رسیدند و هریک دیگری را به قتل میرساند. سرانجام نبو پل اسار توانست به مدت ده سال پادشاهی بابل را بگیرد. او خود را پسر هیچ کس نامیده بود، معنایش این است که از خاندان اصلی شاهی نبود.در 614 نیروهای ماد به آشور حمله کردند و نینوا را فتح کردند. نبو پل اسار به کمک آشور آمد ولی اینقدر دیر رسید که چیزی از آشور نمانده بود. کیاکسار شاه مادی و نبو پل اسار در خرابه های نینوا با هم ملاقات کردند و پیمان دوستی بستند. به این نحو نبو پل اسار که برای حمایت از آشور و جنگ با مادها به نینوا آمده بود صلاح دید با شاه ماد دوستی کند. آمیتیس نوه کیاکسار به عقد پسر نوه نبو پل اسار به نام نبو کد نظر در آمد. مادها نیز به سوی جنوب نیامدند و به سمت آسیای صغیر رفتند. مردم آشور که قرنها مردم سرزمینهای دیگر را به بردگی می گرفتند خود به بردگی در آمدند و کوچانده شدند. و دیگر هیچ خبری از امپراتوری قدرتمند آشور پس از 612 پ م به گوش نمیرسد.


 

 

 

 

 

زبان آنها ریشه سامی داشت و با خط میخی روی لوحهای سنگی و گلی مینوشتند. باستان شناسان در نینوا كتابخانه ای یافته اند كه در آن هجده هزار لوح گلی و سنگی به خط میخی وجود داشت و متعلق به آشور بانی پال بود. بیشتر آنها در مورد پزشكی، دارو شناسی، تاریخ ، اختر شناسی ، ادبیات و اختر شناسی بودند. میتوانید آنها را در موزه لندن سراغ بگیرید. هخامنشیان بسیار تحت تاثیر تمدن آشور بودند و میتوان به موارد زیر به عنوان نمونه اشاره كرد :حجاریهای پلكان آپادانا و دروازه ملل، شكل فروهر هخامنشی ، چاپارخانه ها به كار گیری شیوه های جنگی ، تقسیم كردن كشور به ساتراپی و و و

تاثیر هنر آشوری بر كشورهای همسایه خود از جمله ایران و هخامنشیان بسیار نمایان است .تصاویر زیر آثاری آشوری هستند كه در موزه لندن قرار دارند.

Daily Life in Ancient Mesopotamia by Karen Rhea Nemet-Nejat
اطلس تاریخ ایران