يادگار ايلاميان ايلاميان  

 

دین ایلامی

دین ایلامیان با باورهای مردم بین النهرین در ارتباط بود. از خصوصیات دین ایلامی، می توان به احترام به زن و تقدس مار اشاره کرد. بر سفال های هزاره چهارم و سوم پیش از میلاد نقش مار بسیار دیده می شود. مار مظهر دفع بلا و نگهبان دروازه ها بود.
 در ابتدا هر ناحیه ای برای خود مادر خدای خاصی داشت اما در راس ایزدان، یک ایزد بانو قرار داشت. این ایزدبانو، کیریریشه نام داشت و مقر اصلی اش در لیان بوشهر بود. شاهان بعدی برای او معابدی در خوزستان ساختند. پیکرهای بی شمار ایزد بانوی برهنه یا نیمه برهنه که دست خود را بر سینه گذاشته است از مناطق مختلف ایلامی به دست آمده است.
خدای مذکر، هومبان نام داشت. او در شوش مقام فرمانروای آسمان و شوهر ایزدبانوی آسمان را داشت. از ازدواج آنها خدایی به نام هوتران زاده شد.
در نیمه هزاره اول پیش از میلاد، اینشوشیناک خدای شهر شوش، هومبان و کیریریشه تثلیث استواری را می سازند. در ابتدا به اینشوشیناک، لقب پدر ضعیفان و شاه خدایان را داده بودند اما در سده دوازدهم پیش از میلاد او با نامهایی چون سرور بزرگ، سرور شهر والای من، نعمت بخش معبد بزرگ، حامی و پرستار همه و نهایتا در سده هشتم پیش از میلاد با لقب پشتیبان خدایان آسمان و زمین خوانده می شود. متن یکسانی که بر بسیاری از آجر نوشته های چغازنبیل دیده می شود چنین است: "کاش خداوند اینشوشیناک نزدیک شود، کاش عطایای خود را ببخشد، ]کلمات خود [ را بر زبان آورد."
خدای خورشید ناهونته نام داشت. در کنار او خدای ماه نیز وجود داشت که ما سین، نام اکدی او را می شناسیم. خدای ماه را پدر یتیمان می خواندند.
در یکی از کهن‌ترین مدارک موجود، یعنی معاهده‌ میان هیتا پادشاه اوان و نارامسین سلطان اکد، که آن را می توان متعلق به حدود ۲۲۲۳ پیش از میلاد دانست، ما کم و بیش به نام همه‌ی خدایان ایلامی بر می‌خوریم که تا سقوط پادشاهی ایلام به دست آشوربانیپال پرستش می شده‌اند. در این هزار و پانصد سال سلسله مراتب خدایان تنها اندکی تغییر کرده بود. خدایان ایلامی نخستین بار در قرن بیست و سوم پیش از میلاد قدم به گستره‌ی تاریخ گذاشتند. در آن زمان سلسله مراتب خدایان، آن چنان قطعی بود که نشان می داد مذهب ایلام از پیشینه‌ای کهن برخوردار است. در این کتیبه یا لوح گلی، هیتا شاه ایلامی به خط میخی اسامی ۳۷ خدای ایلامی را بر روی شش ستون ذکر کرده و آن‌ها را شاهد پیمان دوستی خود با پادشاه اکد نارامسین معرفی می کند. علاوه بر این از آنها برای سلامتی خود، خانواده و نیز پیشرفت کارهای کشور یاری می‌طلبد.
تندیس های شیر، گاو و حیوانات افسانه ای از معابد ایلامی محافظت می کردند. آشوربانیپال در گزارش فتح شوش می گوید "من گاوهای نر وحشی را که زینت بخش دروازه های ]معبد [ بودند بیرون کشیدم." در مهری که در نینوا به دست آمده معبدی ایلامی دیده می شود. در دو سوی این معبد سه شاخ عظیم بیرون زده است. این شاخ ها که نشان الوهیت بودند در همه معابد وجود داشتند. در سده دوازدهم پیش از میلاد، شاه شیلهک اینشوشیناک بر خود می بالد که بیست معبد شاخدار را دوباره سامان بخشیده است. آشوریان نیز در فتح شوش شاخ های برنزی معبد زیگورات شوش را فرو می ریزند.

تدفین ایلامی

در تمام گورهای ایلامی حداقل یک کوزه سفالی به عنوان فدیه دیده می شود. وقتی افراد عادی می مردند، در کف خانه گلی بدون کفن دفن می شدند، اما در پای فقیر ترین آنها نیز کوزه سفالی چال می شد. افراد بلند پایه در گورهای شخصی، درون تابوت قرار داده می شدند و در کنار آنها غذا و آب گذاشته می شد، در بعضی موارد حتی مجراهایی برای ورود آب به مقبره تعبیه شده بود. آشوربانیپال از تخریب گور شاهان ایلامی و از بین بردن غذا و آب مردگان سخن گفته است.
هفت لوح از گورهایی در شوش به دست آمده است. از متن آنها می توان فهمید که اینشوشیناک، مقام داور مردگان را داشت. دو ایزد بانو، روح مرده را به نزد وی می برند و او برای مرده حکم صادر می کرد. بنا بر این ایلامیان به زندگی پس از مرگ اعتقاد داشتند.